کد مطلب: 8594
 
ده فرمان برای استراتژی استفاده موثر از توان داخلی
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۰۵
Michael Hackenbruch
مترجم :رضا پاکدامن
مقدمه
:
صنایع فعال در بخشهای اکتشاف و استخراج ( مانند صنعت نفت و صنعت معدن) همیشه از منابع داخلی برای خرید کالا و خدمات استفاده می کنند،اگرچه آنها روی هزینه های کوتاه مدت و الزامات اجرائی برای به خدمت گرفتن و خرید اکثر کالاها و خدمات از منابع خارجی از طریق زنجیره تامین تثبیت شده ، بجای ایجاد توانمندی و صنایع داخلی تمرکز دارند.
این روزها ، در جهانی با تقاضای رو به گسترش برای توانمندیهای داخلی و فشار خارجی برای جذب مسئولیتهای بیشتر برای پیشرفت اقتصادی واجتماعی داخلی ، شرکتها شروع به جستجو برای رویکردهای نوین نسبت به استفاده ازتوانمندیهای داخلی کرده اند.
در صورت اجرای" موثر"، استفاده از توانمندیهای داخلی ، صنایع استخراج فرصت جوابگوئی به نیازهای تجارت برای استفاده از منابع داخلی و ایجاد اشتغال را فراهم می کند ،ضمن اینکه به حداکثر رساندن تاثیرات اجتماعی- اقتصادی ، تشویق رشد و رقابت پذیری فعالیتهای تجاری داخلی شتاب به توسعه منطقه ای و افزایش درامد خانوار کارگری را فراهم می سازد.
اگرچه ،موانعی داخلی و خارجی وجود داشته که شرکتها هنگام طراحی و اجرای برنامه های استفاده از توانمندیهای داخلی باید در نظر بگیرند.
بر اساس تجارب حاصل از پروژه ها ، در این نوشته "فرامینی" برای استفاده موفق از توانمندیهای داخلی ارائه می شود.
۱- فرمان اول: "باید استراتژیهائی طراحی شود که توانمندیهای داخلی در هسته مرکزی تجارت شما تلفیق شود."
باید انتظارات صاحبان شرکت نسبت به مشارکت اقتصادی منطقه ای و ملی را افزایش داد. این جنبه توام با در نظر گرفتن منافع شرکت برنامه های استفاده از توان داخلی را هسته مرکزی استراتژی و برنامه ریزی تجاری خواهد کرد. طراحی یک رویکرد جامع برای استفاده گسترده تر از توان داخلی در مراحل اولیه پروژه در شناسائی و به حداکثررساندن فرصتهای آتی کاملاً تعیین کننده خواهد بود.
۲- فرمان دوم :" نمی بایست اجازه دهید شرکت شما جزیره ای فعالیت کند."
طراحی و اجرای برنامه های استفاده از توان داخلی مستلزم این است که شرکتها بمنظور ارتقاءکارائی و افزایش فرصتها درون شرکتها ، تیم های ارتباط کاری متقابل ایجاد کنند. این گونه تیم های ارتباط کاری متقابل چنانچه بجای اهداف تجاری داخلی، در حوزه های گسترده تر تجاری فعالیت کنند ، دارای بیشترین کارائی را خواهند بود. برنامه های استفاده از توان داخلی باید فراتر از ادارات و واحدها بوده و از تمرکز بر اهداف تجردی برای منبع یابی یا استخدام مستقیم پرهیز کند. هرقدر این اهداف از یک فرصت توان داخلی تنگ تر باشد ، موجب از دست رفتن فرصتها و کارائی محدود هم برای منافع تجاری و هم برای منافع اجتماعی خواهد شد.
۳- فرمان سوم:" می بایست برای ایجاد ظرفیتهای داخلی و طراحی برنامه عمل ، رویه ها و سیاستها سرمایه گذاری کرد." اهمیت دارد که از طریق عملیات چندگانه شرکت برای ارتقا توسعه اقتصادی منطقه ای و تحقق کارائی در هزینه ها و مشارکتها ، برنامه های استفاده از توان داخلی را به اجرا گذاشت.
سرمایه گذاری در زمینه نظامات و کارکنان داخلی برای به حداکثر رساندن آثار اقتصادی و تجاری برنامه های استفاده از توان داخلی ضروری است.این موضوع شامل طراحی ابزارها ،مدلهای نمونه و ساختارها برای پشتیبانی از منابع به منظور اجرای پروژه ها می باشد.ایجاد ظرفیتهای داخلی برای گسترش آگاهی و توانائی نسبت به یک توانمندی داخلی خاص ، همچنین به طراحی و پیاده سازی استراتژیها در مورد طیفی از توانمدیهای داخلی کمک خواهد بود.
۴- فرمان چهارم:" نمی بایست در مورد سرمایه گذاری مطلق جامعه روی کاهش ریسک تمرکز کرد." سرمایه گذاری داخلی روی زیر ساختها ، خدمات و توسعه نهادی بخش مهمی از استراتژی عملکرد اجتماعی شرکتهای فعال در صنعت استخراج محسوب می شود. اگرچه، بجای اینکه بیشترین توجه به گسترش فرصتهای رشد اقتصادی پایدار برای شرکت و جامعه باشد ، رویکرد اکثر این گونه سرمایه گذاریها بر کاهش ریسک و یافتن مقبولیت اجتماعی برای فعالیت، متمرکز بوده است.
۵- فرمان پنجم:" باید با صاحبان شرکت برای تخصیص اهداف و منابع تاثیرگذار تماس گرفت." 
شباهت در نوع عملیات و اهداف مشابه در سرمایه گذاری اجتماعی ، همکاری و مشارکت بین شرکتهای فعال در صنعت استخراج را یک پیش فرض منطقی برای سرمایه گذاری در توانمندیهای داخلی می سازد ، زیرا آنها آثار بزرگتر و بادوام تر ارائه می کنند. این موضوع خصوصاً وقتی در مورد ایجاد ظرفیت مصداق پیدا می کند که یک سازنده یا پیمانکار داخلی چنانچه توان بالقوه برای ارائه خدمات به بیش از یک شرکت را داشته باشد،مشوق بیشتری برای افزایش استانداردهای خود خواهد داشت.در سایر موارد ، بدون تداوم بالقوه که یک گروه صنعتی می تواند ارائه کند ، بسیاری از برنامه های استفاده از توانمندیهای داخلی غیر قابل دوام خواهد بود.
۶- فرمان ششم:" نمی بایست بصورت انفرادی بدنبال ایجاد فرصتهای شغلی در مراحل پروژه بود."
برنامه های ارتقاء مهارتها به سهولت قبل از بروز نیازهای فوری پروژه با ایجاد پایگاه اطلاعات مهارتها که نیاز به تخصص ها را فراتر از رفع نیاز فوری پروژه را تامین می کند قابل گسترش به پیمانکاران ، تامین کنندگان و سایر صنایع خواهد بود. بیشترین فرصت برای ایجاد اشتغال در سطح بالا ، در بخش ساخت پروژه های استخراج بوده و بقیه بخشهای پروژه، سرمایه بر بوده که نیازمند میزان محدودی نیروی کار ماهر می باشد. در صورت طراحی برنامه های استفاده از توانمندیهای داخلی در مراحل اولیه پروژه ، امکان تربیت نیروی ماهر قبل از شروع عملیات ساخت فراهم خواهد گردید.
۷- فرمان هفتم :" باید برای تقسیم ریسک با پیمانکاران کلیدی مشارکت کرد."
همانطور که غالباً صاحبان کار مسئولیت اجرا پروژه ها را به پیمانکاران بزرگ و پیمانکاران بزرگ و EPC کار واگذار می کنند ، موضوع استفاده از توان داخلی مورد توجه شرکتهای ارائه کننده خدمات نیزمی باشد. غالباً پیمانکاران بزرگ و EPC کار ، دارای استراتژی خاص خود برای استفاده از توان داخلی می باشند ، لذا توصیه می گردد شرکتهای خدماتی داخلی با این گروه از شرکتها ارتباط مستمر باشند. مذاکره این دو گروه برای استفاده از توان داخلی برای تقسیم ریسک فعالیت تجاری موثر خواهد بود.
۸- فرمان هشتم :" نمی بایست فرصتهای همکاری با طیف وسیعتری از صاحبان سایر شرکتها را از دست داد."
توان داخلی ابزاری است که فراتر از نیازهای فوری عملیاتی و پروژه کاربرد دارد. تنها پروژه های معدودی هستند که می توانند کاملاً مستقل فعالیت کنند، اگرچه همین پروژه ها نیز در مجاورت سایر فعالیتهای صنعتی بوده و د ریک شبکه ارتباطات بازرگانی و صنعتی قرار دارند.هنگام برنامه ریزی برای استفاده از توان داخلی ، شرکتها باید فرصتها برای مشوق های میان مدت را جستجو کرده و با بکارگیری فرایندهای برنامه ریزی وتوسعه به طیف وسیعتری از صنایع و بخشهای اقتصادی توجه کنند. توسعه فعالیتهای صنعتی منطقه ای ، اثر بخشی فراتر از محدوده تنگ استفاده از توان داخلی را امکان پذیر می کند.
۹- فرمان نهم :" باید از طریق افزایش ظرفیتها ،قدرت رقابتی تامین کنندگان را ایجاد کرد."
غالباً یکی از عوامل محدود کننده شرکتهای داخلی برای مشارکت در پروژه های بزرگ ، کمبود مهارتها و اندازه( ظرفیتهای) آنها است.نظر به اینکه این گونه پروژه ها غالباً مستلزم مخارج سرمایه ای زیاد ، پیچیدگی فنی و بازگشت سرمایه نامطئن هستند ، سوق دادن منابع شرکتهای بین المللی ارائه کننده کالا و خدمت به تامین کنندگان داخلی، بصورت بالقوه موجب افزایش هزینه های پروژه، تاخیر در زمانبندی کار و کاهش سود خواهد بود. در بسیاری از کشورهای فاقد زیر ساختهای قوی حمایت از صنعت ، کمبود نیروی کار ماهر و خلاء بزرگ در خدمات حمایتی دولت ، غالباً انتظار می رود که بخش اعظم هزینه ها و ریسکهای مرتبط را شرکتها راساً تقبل کنند. هنگام ارزیابی منبع یابی استراتژیک، توسعه نیروی کار و ظرفیتها می بایست با زاویه گسترده تری برای تشویق توان داخلی مورد توجه قرار گیرد.
۱۰- فرمان دهم:" نمی بایست در مورد سیاستهای خرید به وضعیت موجود بسنده کرد."
به حداکثر رساندن ارزش تجاری استفاده از توان داخلی مستلزم بازنگری در سیاستهای و فرایندهای خرید و ترتیبات قراردادی و بعبارتی ایجاد سطوح مختلف ارتباط در زنجیره تامین می باشد. درصورت وجود تامین کننده داخلی ، بازنگری در ترتیبات قراردادی ، ریز کردن بسته های کاری و ایجاد محیط مناسب برای واگذاری به پیمانکاران فرعی ، می تواند به توسعه فرصتها برای شرکتهای داخلی کمک کند.اگرچه این رویکرد ریسک و هزینه بیشتر را محتمل کرده و لازمه مدیریت دقیق می باشد. در برخی موارد ، برای شرکتها سودمند خواهد بود که به هر دو جنبه ریسک و مزیت رقابتی برای تنظیم استراتژی خرید خود توجه کرده، بطوری که مشوق پیمانکاران بین المللی برای استفاده از شرکتهای داخلی از طریق حمایت از توسعه مهارتها و افزایش رقابت باشد.
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵