کد مطلب: 37375
 
پتروشيمي و بورس، قرباني جدال مجلس با دولت
دکتر بهمن آرمان
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۱۱

در زمستان سال گذشته مجلس شوراي اسلامي به بهانه وجود رانت در صنعت پتروشيمي (حمايت از توليد و كمك بـه رشـد اقتصـادي در ادبيـات اقتصـادي رانـت شناخته نمي‌شود، شاهد مدعا اينكه حتي در اتحاديه اروپا كه اقتصاد كشورهاي عضو بر پايه مكانيزم بازار استوار هستند وام هاي يارانه‌اي با دوره بازپرداخت بلندمدت براي مناطق كمتر توسعه يافته يا داراي نرخ بالاي بيكاري پرداخت مي‌شود) وارد مبحثــي
همزماني كاهش قيمت گاز طبيعي در بازارهاي جهاني و افزايش 6 برابري خوراك صنايع پتروشيمي در ايران به يك توطئه بيشتر شباهت دارد تا يك تصميم صرفاً احساسي و از روي دلسوزي
شــد كـه اصـولا ارتبـاطي با قوه مقننه ندارد (عدم حساسيت مجلس به وجود رانت در وارد كردن گندم، ذرت، شكر، جو، روغن خام نباتي به جاي دانه‌هاي روغني كه جزو ۱۰ قلم نخست واردات كشور هستند ابهام بسيار دارد) نتيجه اينكه قيمت خوراك كارخانه هاي پتروشيمي يعني صنعتي كه ايران داراي بيشترين مزاياي نسبي در آن اسـت بـه نــاگهـان ۶ بـرابـر افـزايـش يافت يعني چهار برابر عربستان سعودي، حال اينكه معماي محاسبه چه بوده و عدد ۱۳سنت از كجا آمده است و اينكه چرا دلار مبناي محاسبه قرار گرفته مشخص نيست.
از ســوي ديـگـر نـمـايـندگان مجلس عنوان مي‌كنند كه قيمتي كمتر از ۱۳ سنت را نمي‌پذيرند به عبارتي هر دو سوي قــضــيــه از روي نــداشــتــن بـيـنـش علمي به اين واقعيت بي‌توجه‌اند كه قيمت گاز طبيعي مستقيما متاثر از قيمت نفت خام در بازارهاي جهاني است. به طوري كه با كاهش اخير قيمت نفت خام به زير ۹۰ دلار، قيمت گاز طبيعي و در نتيجه محصولات پتروشيمي نيز در بازارهاي جهاني پايين آمده است. مطرح‌كنندگان چنين امري به اين واقعيت بي‌توجه هستند كه آمريكا با دستيابي به تكنولوژي توليد گاز طبيعي از ماسه‌هاي نفتي توانسته قيمت گاز طبيعي
وزير نفت كه در كارآمدي او شكي نيست و در مقام وزارت نفت چه در گذشته و چه در حال و حتي زماني كه وزير نيرو بود خدمات شگرفي به كشور كرد كه نسل ها از آنچه براي ايران انجام داده اسـت بهـره خـواهنـد بـرد متاسفانه از بينش كافي برخوردار نيست و بيشتر خود را وزير نفت خام فروشي نفـت مـي‌داند
را در آن كشور شديداً كاهش دهد و در آينده نه چندان دور به عـنوان يك رقيب اصلي براي توليدكنندگان مواد اوليه پتروشيمي مانند عربستان و ايران مطرح خواهد شد ضمن اينكه اين كشور عملاً تمامي تكنولوژي صنايع پايين دستي پتروشيمي كه ايران و عربستان داراي آنان نيستند را نيز در اختيار دارد. حال اينكه چگونه در چنين شرايط پيچيده‌اي با مستمسك قرار دادن وجود رانت در صنعت پتروشيمي تيشـه بـه ريشـه آن زده‌انـد جـاي پـرسش فراوان دارد. همزماني كاهش قيمت گاز طبيعي در بازارهاي جهاني و افزايش ۶ برابري خوراك صنايع پتروشيمي در ايران به يك توطئه بيشتر شباهت دارد تا يك تصميم صرفاً احساسي و از روي دلسوزي.
متاسفانه مسئله تنها به مجلس ارتباط ندارد بلكه مشكل بسيار ريشه اي تر از آن است كه فكر مي‌كنيم به عبارتي آب از سرچشمه گل آلود است. معاون وزير نفت و مدير عامل شركت ملي صنايع پتروشيمي كه ظاهراً مسئوليت توسعه اين صنعت استراتژيك را به عهده دارد ساز مخالف مي‌زند و همسو با افرادي نادان در رسانه‌هاي گروهي و حتي سايت اطلاع رساني وزارت نفت بدون در نظر گرفتن پيامدهاي آنچـه مـي‌گـويـد عنـوان مـي‌دارد كـه گـاز طبيعي ارزان شركت‌هاي پتروشيمي را تنبل مي‌كند. وزير نفت كه در كارآمدي او شكي نيست و در مقام وزارت نفت چه در گذشته و چه در حال و حتي زماني كه وزير نيرو بود خدمات شگرفي به كشور كرد كه نسل ها از آنچه براي ايران انجام داده اسـت بهـره خـواهنـد بـرد متاسفانه از بينش كافي برخوردار نيست و بيشتر خود را وزير نفت خام فروشي نفـت مـي‌داند. از زماني كه به عنوان وزير نفت از مجلس شوراي اسلامي راي اعتماد گرفت حتي يك بار نيز به خوزستان كه ايران بدون نفت آن قابل اداره نيست مسافرت نكرده است تـا
عنوان مي‌شود كه مبنا رقم من درآوردي 13 سنت خواهد بود كه هر ساله متناسب با نرخ تورم از اين پس افزايش خواهد يافت گويي هزينه توليد گاز طبيعي متاثر از نرخ تورم است در حالي كه قيمت گاز طبيعي استخراج شده در محل چاه در محاسبات قيمت تمام شده صفر منظور مي‌شود
حداقل براي روحيه آن افرادي كه در راستاي سرپا نگه داشتن اقتصاد بيمار ايران در گرماي بالاي ۵۰ درجه جان مي‌كَنند حمـايـت حتـي ظـاهري خود را نشان دهد، ازمنطقه ويژه پتـروشيمـي مـاهشهر كه بخش بزرگي از توليد و صادرات پتروشيمي ايران به آن وابسته است بازديد نكرده است و براي آنكه زخمي بر نمك مردم آبادان كه سال‌ها در زير بمباران عراقي‌ها بودند، بريزد در سفر اخير خود به استـان ايلام عنـوان مـي‌دارد كه اولويت ما تنها ساخت پالايشگاه آناهيتا كرمانشاه است درحالي كه از پالايشگاه خوزستان كه در زمان آقاي خاتمي كلنگ آن به زمين زده شد تنها تابلوي زنگ زده‌اي بيش بر جاي نمانده است. جالب اينجاست كه اين پالايشگاه بايد نفت خام حوزه‌هاي دارخوين، يادآوران، آب تيمور، جفير، آزادگان شمالي و جنوبي خوزستان و حتي نفت استان ايلام را به فرآورده‌هاي باارزش افزوده بالا تبديل مي‌كرد حال پرسش اينجاست كه چگونه است كه از اهواز روزانه يك ميليون بشكه نفت خام در روز به ايستگاه پمپاژ گوره در سواحل خليج فارس و سپس جزيره خارك بدون اينكه ارزش افزوده داشته باشد به خارج فروخته مي‌شود ولي اينكه چرا پالايشگاه دوم آبادان در خوزستان كه سرزمين نفت است به حال خود رها شد، خود معمايي است كه وظيفه بررسي آن و واكاوي چنين امري كه در راستاي منافع ملي و امنيتي ما نيست برعهده سرويس‌هاي اطلاعاتي كشور است نه من به عنوان يك اقتصاددان زيرا وجود فقر در مناطق مرزي كشور و نبود حضور جمعيتي در آنجا مي‌تواند آبستن حوادث ناگواري باشد. به هر حال متاسفانه اقـتـصاد ايران ملعبه دست افرادي شده
براي پرهيز از هرگونه بيراهه‌روي رابطه قيمت نفت خام و گاز طبيعي براي تعيين قيمت پايه در نظر گرفته شود و در نهايت تعيين قيمت پايه درنظر گرفته شود و قيمت 13 سنت فعلي كه داراي هيچ‌گونه مبناي علمي نيست كاهش يابد و 10 درصد كمتر از ميانگين قيمت گاز طبيعي در منطقه خليج فارس و شمال آفريقا باشد
است كه نه افكار توسعه‌اي دارند نه به فكر مردم آن و نه به فكر تماميت ارضي كشور هستند و فراموش مي‌كنند كه در اقتصاد جهاني هر كس به اندازه قدرت اقتصادي‌اش توان حرف زدن دارد. ما نتوانستيم به گروه ۲۰ اقتصاد برتر جهان بپيونديم زيرا توليد ناخالص ما در حد استانداردهاي مورد قبول جهاني نبود ولي عربستان و تركيه تنها كشورهايي از خـاورمـيانه بودند كه به اين گروه پيوستند و به ما فخر مي‌فروشند. براي اينكه آقايان وزارت نفت اندكي به گذشته بـرگـردنـد يـادآوري ايـن نـكـته ضروري است زماني كه آمـريكايي‌ها تصميم گرفتند به عراق حمله كنند آلمان و تعدادي از كشورهاي اروپايي مخالفت كردند. آمريكا به آنان وقعي ننهاد و عنوان كرد ما ۲۸ درصد توليد ناخالص جهان را در اختيار داريم، توليد تكنولوژي وعلم متعلق به ماست. ژاپن و آلمان روي هم رفته ۱۲ درصد توليد ناخالص جهان را در اختيار دارند، ضمن اينكه توليدكننده تكنولوژي هم نيستند به عبارتي هر كس به اندازه كوپن‌اش مي‌تواند سخن بگويد. متاسفانه با بينشي كه بر دست اندركاران ما حاكم است نبايد اميد داشت كه به قدرت اول اقتصادي خاورميانه تبديل شويم. خلاصه كلام كه با اين بينش هاي محدود به جايي نخواهيم رسيد.
متاسفانه آنچه در رسانه‌هاي گروهي و بر پايه اطلاعاتي كه از گفتگوهاي پشت درهاي بسته منتشر مي شود در نظر است نرخ بازگشت داخلي سرمايه‌گذاري برابر با ۲۵ درصد مبنا گذاشته شود درحالي كه اين نسبت تنها در زمان بـررسـي‌هـاي توجيه پذيري يك سرمايه‌گذاري صورت مي‌گيرد. از سوي ديگر عنوان مي‌شود كه مبنا رقم من درآوردي ۱۳ سنت خواهد بود كه هر ساله متناسب با نرخ تورم از اين پس افزايش خواهد يافت گويي هزينه توليد گاز طبيعي متاثر از نرخ تورم است در حالي كه قيمت گاز
بگيريد اگر گاز طبيعي را حتي رايگان در اخـتـيـار صـنـايـع انـرژي بـر مانند پتروشيمي، فولاد، آلومينيوم، سيمان، كاشي و ... قرار دهيم و اجازه دهيم گاز به ثروت زاينده‌تبديل شود زياني نكرده‌ايم زيرا پس از بهره‌برداري از پروژه‌ها با دريافت ماليات اقتصاد ملي به منابع مالي هنگفتي دست خواهد يافت
طبيعي استخراج شده در محل چاه در محاسبات قيمت تمام شده صفر منظور مي‌شود.
ثابت نگاه داشتن قيمت گاز طبيعي براي مدت ۱۰ سال بدون شك روي روند سرمايه‌گذاري‌هاي جديد بازتاب مثبت خواهد داشت ولي مبناي محاسبه بايد ريال باشد زيرا نرخ برابري دلار لحظه به لحظه تغيير مي‌كند بنابراين براي پرهيز از هرگونه بيراهه‌روي رابطه قيمت نفت خام و گاز طبيعي براي تعيين قيمت پايه در نظر گرفته شود و در نهايت تعيين قيمت پايه درنظر گرفته شود و قيمت ۱۳ سنت فعلي كه داراي هيچ‌گونه مبناي علمي نيست كاهش يابد و ۱۰ درصد كمتر از ميانگين قيمت گاز طبيعي در منطقه خليج فارس و شمال آفريقا باشد و در نهايت تعيين قـيـمــت گـاز طبيعـي بـايـد بـراي تمـامـي صنـايـع انـرژي بـر ENERGY INTENSIVE INDUDTIES مدنظر قرار گيرد.
برادران مجلسي و وزارت نفت؛ دارا بودن بزرگترين ذخاير گاز طبيعي جهان براي ما يك مزيت نسبي نيست يك مزيت مطلق است و نبايد با كارهايي كه مي‌كنيد اين حق مسلم را از مردم ايران بگيريد اگر گاز طبيعي را حتي رايگان در اخـتـيـار صـنـايـع انـرژي بـر مانند پتروشيمي، فولاد، آلومينيوم، سيمان، كاشي و ... قرار دهيم و اجازه دهيم گاز به ثروت زاينده‌تبديل شود زياني نكرده‌ايم زيرا پس از بهره‌برداري از پروژه‌ها با دريافت ماليات اقتصاد ملي به منابع مالي هنگفتي دست خواهد يافت. همين كارهاي نابجا بـاعـث شـده تا صنايع انرژي بر مانند آلومينيوم و پتروشيمي درحاشيه جنوبي خليج فارس استقرار يابند و ما از اين تغيير جغرافياي توليد جهاني بي نصيب بمانيم. اين كارها نبايد ديگر تكرار شود بايد علم را جانشين عقل سليم كرد. نكته پاياني اين كه اين كارها دودش به چشم فرزندان خودتان خواهد رفت.
تحلیل دکتر بهمن آرمان اقتصاددان و رئیس اسبق اداره مطالعات و بررسی‌های اقتصادی بورس تهران در روزنامه آفتاب یزد منتشر شده است
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵