۱
 
کد مطلب: 89340
 
فازهای باقیمانده پارس جنوبی و استراتژی مبهم ایران در حوزه گاز
چو فردا شود فکر فردا کنیم!
 
انعقاد قرارداد با توتال برای توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی و در پی آن تلاش برای تکمیل فازهای باقیمانده این میدان به عنوان بزرگترین میدان گازی ایران، زمینه ساز افزایش تولید گاز کشور خواهد شد اما پرسش اینجاست که استراتژی ایران در حوزه گاز چیست؟
تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۵۹
انعقاد قرارداد با توتال برای توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی و در پی آن تلاش برای تکمیل فازهای باقیمانده این میدان به عنوان بزرگترین میدان گازی ایران، زمینه ساز افزایش تولید گاز کشور خواهد شد اما پرسش اینجاست که استراتژی ایران در حوزه گاز چیست؟
به گزارش نکونیوز، هرچند تقاضا برای مصرف گاز در جهان به عنوان یک انرژی پاک رو به افزایش است، اما از آن سو، افزایش عرضه بویژه در برخی حوزه ها، زمینه ساز اشباع بازار جهانی گاز خواهد شد. مصداق بارز این امر را در بازار ال ان جی شاهد هستیم که میزان عرضه ال ان جی که توسط قطر آغاز شد و سپس توسط استرالیا به اوج رسید، موجب اشباع بازار، سقوط شدید قیمتها و در نهایت، فقدان بازدهی سرمایه گذاری کشورهایی شد که طی سالهای اخیر با توجه به قیمت قبلی ال ان جی در این حوزه سرمایه گذاری کرده بودند. بنابراین بازار جهانی گاز و به طور کلی بازار انرژی، بازاری راکد و ساکن نیست، بلکه بازاری سیال است که تغییرات متعددی را می تواند در کوتاه مدت تجربه کند.
در این میان هیچگاه در کشور ما استراتژی بلندمدت و دقیقی برای صنعت گاز بویژه در حوزه صادرات وجود نداشته و همین امر موجب شده ایران که با ۲۸ تریلیون متر مکعب ذخایر تثبیت شده، دومین ذخایر غنی گاز جهان را در اختیار دارد، حضوری موثر در معادلات جهانی گاز نداشته باشد و همچنان ترکیه تنها مقصد صادرات گاز ایران است. اگرچه یک دهه تحریم، مزید بر علت شد تا با قطع ارتباطات جهانی ایران در حوزه اقتصاد، امکان برنامه ریزی عملیاتی برای صادرات گاز ایران ایجاد نشود اما در شرایط قبل و پس از تحریم هم همواره اختلاف نظرهای جدی درباره نوع نگرش به گاز در ایران وجود داشت که اولویت در صنعت گاز چیست؟
این امر
صادرات گاز با خط لوله یا به روشهای دیگر؛ و نیز انتخاب مقاصد صادراتی گاز ایران از جمله مواردی است که در حوزه صادرات گاز نسبت به آن سردرگمی وجود دارد. از یک سو برخی توسعه صنایع ال ان جی و جی تی ال را پیشنهاد می دادند و از سویی دیگر صادرات گاز با خط لوله مورد توجه عده ای دیگر قرار داشت. در مقوله صادرات گاز با خط لوله هم، هیچ اتحاد نظری درباره بازارهای هدف وجود ندارد. در همین دولت فعلی، وزیر نفت طرفدار صادرات گاز با خط لوله به کشورهای همسایه است اما برخی مدیران معتقدند باید به بازارهای گاز اروپا هم توجه کرد و گاز را با خط لوله به اروپا صادر کرد
در دو بخش می تواند مورد بررسی قرار گیرد. در حوزه اول، نگرش به گاز به عنوان یک منبع انرژی داخلی، یک ابزار موثر در حوزه صادرات، و یک خوراک مناسب برای صنعت پتروشیمی، سه نوع دیدگاهی بود که در مورد صنعت گاز به طور کلی وجود داشته و دارد. به عبارت دیگر، این که مصرف در داخل اولویت دارد یا صادرات، و این که در صورت مصرف در داخل،؛ پتروشیمی ها چه جایگاهی دارند، از موارد لاینحل در تدوین استراتژی توسعه گاز است.
در حوزه فرامرزی هم این سردرگمی در چند بخش دیگر رخ می نماید. صادرات گاز با خط لوله یا به روشهای دیگر؛ و نیز انتخاب مقاصد صادراتی گاز ایران از جمله مواردی است که در حوزه صادرات گاز نسبت به آن سردرگمی وجود دارد. از یک سو برخی توسعه صنایع ال ان جی و جی تی ال را پیشنهاد می دادند و از سویی دیگر صادرات گاز با خط لوله مورد توجه عده ای دیگر قرار داشت. در مقوله صادرات گاز با خط لوله هم، هیچ اتحاد نظری درباره بازارهای هدف وجود ندارد. در همین دولت فعلی، وزیر نفت طرفدار صادرات گاز با خط لوله به کشورهای همسایه است اما برخی مدیران معتقدند باید به بازارهای گاز اروپا هم توجه کرد و گاز را با خط لوله به اروپا صادر کرد.
به مجموعه موارد فوق، باید ضرورت بهره گیری از گاز ترش برای تزریق به میادین نفتی کشور را که اغلب در نیمه دوم عمر خود هستند و ضریب بازیافت آنها کاهش یافته است اضافه کنیم.
مجموعه اختلاف نظرهای فوق و البته مصرف بالای گاز در کشور که قدرت مانور را برای برنامه ریزی به منظور صادرات گاز کاهش می دهد، موجب شده هیچگاه شاهد استراتژی دقیقی برای بهره گیری از گار تولیدی در کشور نداشته باشیم و شاید هم از این جهت که میزان تولید گاز کشور تقریبا به اندازه مصرف بوده، تدوین این استراتژی را مصداق شعر "چو فردا شود فکر فرا کنیم" به بعد موکول کرده ایم. درحالیکه در همین سالهای غفلت ما، بازار ال ان جی جهان اشباع شده و پروژه ای همچون ایران ال ان جی که عملا سالهاست خاک می خورد، فاقد ارزش مورد انتظار خواهد بود. ایران ال.‌ان.‌جی، پارس ال.ان.جی و پرشین ال. ان. جی، ۳ طرح مایع‌سازی گاز طبیعی است که در دولت اول محمود احمدی نژاد آغاز شد و به دلیل تحریمها پیشرفت مناسبی نداشت. اوایل، پیشبینی می شد نخستین محموله ال ان جی ایران تا سال ۱۳۹۲ صادر شود اما هنوز تا تکمیل پروژه های ال ان جی در ایران زمان زیادی باقی مانده و تکمیل این پروژه ها هم با توجه به اشباع بازار، چندان مطلوب نیست.
قرارداد توسعه و تولید واحد ۳۰۰۰ بشکه ای جی.تی.ال یک بار در حاشیه نوزدهمین نمایشگاه نفت تهران در بهار سال ۹۳ میان بخش خصوصی و پژوهشگاه صنعت نفت امضا شد و بار دیگر در سال ۹۴، معاون وزیر انرژی افریقای جنوبی که به ایران آمده بود در جریان مذاکره با عباس شعری مقدم معاون وقت وزیر نفت گفت: در حال حاضر عمده ترین محصول مورد نیاز آفریقای جنوبی GTL است و امکانات لازم برای توسعه این محصول در ایران را نیز داریم و در این زمینه می خواهیم در ایران سرمایه گذاری داشته باشیم حتی می توانیم محصول تولید شده در ایران را به آفریقای جنوبی صادر کنیم و در زمینه دانش و فناوری نیز از هیچ اقدامی فروگذار نخواهیم بود و در این زمینه نیز هزینه خواهیم کرد. اما از این سرمایه گذاری هم خبری نیست.
در حوزه خط لوله، حتی در صادرات گاز به کشورهای همسایه هم دچار مشکل و تاخیر هستیم. صادرات گاز به عراق پس از دو سال تاخیر سرانجام به طور آزمایشی آغاز شده و صادرات به ترکیه هم ادامه دارد اما صادرات گاز به پاکستان عملا اجرایی نشده و علیرغم آنکه پاکستان موظف به پرداخت غرامت به ایران است، هنوز هیچ پیگیری جدی از طرف ایران صورت نگرفته و پاکستانی ها هم علیرغم دفع وقت و ارائه وعده های مختلف، چشم به خط لوله تاپی دوخته اند تا شاید از ترکمنستان گاز خود را تامین کنند. ضمن اینکه نیم نگاهی به ال ان جی قطر هم دارند.
مجموع موارد فوق نشان می دهد که ایران استراتژی دقیقی در صنعت گاز بویژه در حوزه صادرات ندارد و حال که فازهای مختلف میدان گازی پارس جنوبی اندک اندک آماده بهره برداری می شوند، این پرسش جدی بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار می گیرد که افزایش گاز تولیدی کشور را در چه حوزه ای مورد استفاده قرار می دهیم و آیا استراتژی دقیقی برای آن در دست تهیه و تدوین داریم؟ شواهد که پاسخ قانع کننده ای را به دست نمی دهد.
Share/Save/Bookmark


پاکابارا
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۳۱ ۱۷:۰۷:۳۳
موافق نیستم این بار هم دولت تصدی‌گری کند، و از منابع ثروت ملی (مانند ذخایر ارزی) که بایست در اختیار مردم ایران مساوی و رایگان قرار گیرد خرج این صنعت کند، مگر واقعاً این شرکت‌هایی که دولت سرمایه‌گذاری می‌کند سهامش را رایگان و مساوی میان همۀ مردم ایران توزیع کند، چون حق مردم ایران است، دولتی-حکومتی بودن شرکت‌ها به معنی ملی بودن نیست، ملی بودن وقتی است که سهامش در اختیار عموم مردم به صورت رایگان باشد به‌عنوان حق عمومی مردم از ثروت متعلق به خودشان.
 
نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵