کد مطلب: 49405
 
نیاز آینده پتروشیمی، تشکیل حزب یا سازماندهی گروههای لابی؟
عبدالرسول دشتی
 
اگر شرایط موجود در نظام انتخاباتی کشور به صورت حزبی و به گونه ای بود که شرکت هائی مانند پتروشیمی بر اساس مذاکره و همفکری با گروههای مختلف به این جمع بندی می رسیدند که کدام حزب با برنامه های آنها همراه است، می توانستند برای نیل به اهداف خود در انتخابات برنامه های خاصی را پیش بینی نمایند. این شرایط در حال حاضر وجود ندارد و هرگونه حمایت علنی یا غیر علنی تبعات زیادی برای هر دو گروه حامیان و حمایت شونده ها به همراه خواهد داشت.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۵۱
اگر شرایط موجود در نظام انتخاباتی کشور به صورت حزبی و به گونه ای بود که شرکت هائی مانند پتروشیمی بر اساس مذاکره و همفکری با گروههای مختلف به این جمع بندی می رسیدند که کدام حزب با برنامه های آنها همراه است، می توانستند برای نیل به اهداف خود در انتخابات برنامه های خاصی را پیش بینی نمایند. این شرایط در حال حاضر وجود ندارد و هرگونه حمایت علنی یا غیر علنی تبعات زیادی برای هر دو گروه حامیان و حمایت شونده ها به همراه خواهد داشت. اصطلاح "لابی و لابی کردن" در جامعه ما مفهوم مشخص و جا
افتاده ای نداشته، معمولا بیشتر از بار معنائی منفی برخوردار است. اقدامی که کم و بیش همه در قالب مباحثی مانند مشاور از آن بهره می گیرند ولی چون در هیچ سازمانی، سازماندهی مشخصی ندارد، اهدافی که دنبال
می کند و نتایجی که از آن حاصل می شود چندان کلان و بلندمدت نبوده، با تغییر مدیریت ارشد سازمان عملا متوقف می شود.
دنیای بدون لابی،
یکبار در گفتگوئی که با یکی از مسئولین پتروشیمی، صحبت ما به اینجا کشیده شد که در کشورهائی مانند کره جنوبی نظام حزبی آنها به گونه ایست که تغییر دولت ها هرگز برنامه های طراحی شده قبلی را متوقف یا نقض نمی کند و آنها موظفند همان برنامه ها را ادامه دهند لذا همواره مشاهده می شود که علیرغم پیروزی احزاب مختلف در انتخابات دوره ای آنان روند روبه توسعه چنین کشورهائی هرگز متوقف نمی شود
دنیای بدون حیات:
اگر کمی واقع بین باشیم باید قبول کنیم که در دنیای امروز ساعتی نیست که از تاثیر لابی های پشت پرده در تصمیم گیری های اساسی کشورها سخنی به میان نیاید. حتی این سوال مطرح است که حوزه نفوذ لابی گران و محدوده سیطره لابی ها در تصمیم سازی های دنیای امروز تا کجا گسترده شده؟چند سال قبل سخن از رد پای شرکت نفتی BP در پرونده بمب گذاری لاکربی بود و اینکه این شرکت به دلیل منافع نفتی خود در لیبی به نفع آن کشور لابی های فراوانی کرده بود تا پرونده ای به این مهمی هرچه سریع تر بسته شود. اینجاست که می توان یقین پیدا کرد تاثیر لابی ها در مواقعی به مراتب از همتایان رسمی خود نیز بیشتر بوده و ضمن تاثیرگذاری بر افکار عمومی مجموعه گسترده ای از اهداف دیگر را نیز دنبال می کنند
لابی گری تحت تاثیر فضای متفاوت اجتماعی در ایران نسبت به دیگر کشورها از شکل و گونه ای تقریبا متفاوت برخوردار است. در مهم ترین نمونه، نظام انتخاباتی در ایران را می توان بیشتر منطقه ای دانست تا ملی. تحزب در کشور ما به طور کامل شکل نگرفته یا عملا کارآئی ندارد و بسیاری از نمایندگان با پشتوانه حزبی به معنای دقیق کلمه وارد مجلس نمی شوند. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان آنها را مانند جزایر مستقلی می دانند که پس از ورود به مجلس بر اساس تشخیص خود عمل می کنند نه خط سیاسی و ائتلاف هائی که با پشتوانه آنها به مجلس راه یافته اند.
آیا لابی گری می تواند مشکلات پیش پای پتروشیمی را حل کند؟
یکبار در گفتگوئی که با یکی از مسئولین پتروشیمی، صحبت ما به اینجا کشیده شد که در کشورهائی مانند کره جنوبی نظام حزبی آنها به گونه ایست که تغییر دولت ها هرگز برنامه های طراحی شده قبلی را متوقف یا نقض نمی کند و آنها موظفند همان برنامه ها را ادامه دهند لذا همواره مشاهده می شود که علیرغم پیروزی احزاب مختلف در انتخابات دوره ای آنان روند روبه توسعه چنین کشورهائی هرگز متوقف نمی شود.
شرکت های پتروشیمی خصوصی، امروزه عمدتا با هدایت مجموعه ای اداره می شوند که پس از بازنشستگی از مناصب دولتی، در کسوت مشاوران یا مدیران ارشد مراکز خصوصی شده، فعالیت دارند. اینان می توانند شرکت های واگذار شده به صورت جزیره ای را در عمل دوباره متحد نمایند. امکان تحقق این ایده از آنجا ممکن به نظر می رسد که شرکت ملی صنایع پتروشیمی اگر چه به دلیل اعمال سیاست های اصل ۴۴ و تغییر نقش خود به عنوان سازمانی حاکمیتی همچون گذشته سلطه کاملی بر شرکت های خصوصی شده پتروشیمی ندارد ولی شرایط مدیرعامل NPC به لحاظ جایگاه شخصیتی ایشان نزد تمامی شرکت ها به گونه ایست که هرگونه نظر و درخواست ایشان معمولا با احترام کامل رعایت و اجابت می شود.
لابی گری چیست؟ لابی گر کیست؟
در تعریف کلی، لابی گر به فرد
کلی تمامی سازمانها اعم از خصوصی یا دولتی مشاوران و واحدهائی دارند که عملا در نقش لابی انجام وظیفه می کنند. بنابراین لابی گری نه کاری خلاف عرف و قانون است و نه عملی است که کسی قادر باشد آنرا غیرقانونی بداند. اما برای صنعت پتروشیمی با توجه به ویژگی ها و مشکلات خاص آن لابی گری موفق علاوه بر نیاز به کاردانی و تیزهوشی مستلزم برخورداری از اصول و فنونی است که ایجاد ساختار و اجرای سازماندهی شده آن می تواند در رسیدن در رسیدن این شرکت به اهداف تعیین شده موثر واقع شود
یا گروهی گفته می شود که بر روند تصمیم گیری های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سیاستمداران به منظور تامین منافع خاص خود یا گروه ذینفع اثر می گذارند.
لابی گرها با کمک و به کارگیری روش های حقوقی و مدیریت مفید روابط اجتماعی در رسیدن به اهداف خود تلاش می کنند و از آنجائی که لابی گری طیف وسیعی از فعالیت های ارتباطی را در بر می گیرد، می توان آن را در مجموعه علوم ارتباطات جای داد.
لابی دوست است یا دشمن؟
به موازات گسترش وسایل ارتباط جمعی و با وجود رشد پیدا و پنهان لابی در مناسبات داخلی و خارجی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی مذهبی کشورهای جهان، این پرسش هم چنان وجود دارد که " لابی دوست است یا دشمن"؟ به عقیده کارشناسان علوم سیاسی، لابی گری البته در شکل قانونی و قابل پذیرش آن اجازه می دهد تا صدای گروه های مختلف اجتماعات و نهادهای اجتماعی به گوش بازیگران عرصه سیاست برسد. پس به زعم موافقان وجود آن عاملی است تا صدای گروه های مختلف توسط تصمیم سازان و مسئولین ساختارهای سیاسی شنیده شود. اما به اعتقاد مخالفان لابی اینکه گفته می شود لابی گرها کارکرد موثر و ارزشمندی دارند، درست است ولی مشکل اینجاست که نفع این کارکردها لزوما برای عامه مردم نیست بلکه آنها عملا در خدمت تامین منافع گروه ها و افراد خاص تلاش می کنند.(۱)
یک مثال از لابی گری در امریکا:
موسسه بین المللی آکسفام در آخرین گزارشی که همزمان با اجلاس جهانی داووس منتشر کرده بود در یکی مباحث خود به موضوع لابی گری نیز پرداخته بود. در این گزارش آمده که در کشور امریکا و در بحث لابی گری دو موضوع مشخص مورد توجه شرکت های بزرگ قرار دارد. ۱) بودجه، ۲) مالیات و در ادامه آمده این شرکت ها با استخدام لابی گر ها در حوزه های مختلف سعی در حفظ منافع خودشان دارند. تعداد لابی گرهای استخدامی در امریکا در بخش های ذکر شده به این شرح است: بودجه فدرال۳۲۱۹ نفر، مالیات ۱۹۵۱ نفر، مسائل بهداشت و سلامت ۱۸۹۸ نفر، حمل و نقل ۱۳۷۱ نفر، دفاعی ۱۲۹۷ نفر، انرژی و هسته ای ۱۲۳۸ نفر.(۲)
چند ویژگی مناسب برای لابی گری موفق در پتروشیمی:
در کلامی کلی تمامی سازمانها اعم از خصوصی یا دولتی مشاوران و واحدهائی دارند که عملا در نقش لابی انجام وظیفه می کنند. بنابراین لابی گری نه کاری خلاف عرف و قانون است و نه عملی است که کسی قادر باشد آنرا غیرقانونی بداند.
اما برای صنعت پتروشیمی با توجه به ویژگی ها و مشکلات خاص آن لابی گری موفق علاوه بر نیاز به کاردانی و تیزهوشی مستلزم برخورداری از اصول و فنونی است که ایجاد ساختار و اجرای سازماندهی شده آن می تواند در رسیدن در رسیدن این شرکت به اهداف تعیین شده موثر واقع شود. موارد پیشنهادی در این رابطه عبارتند از:
۱- تعریف دقیق منافع گروه ذینفع: لابیست های مورد نظر پتروشیمی در درجه نخست باید دغدغه های اصلی و مواردی که قرار است در لابی گری با سیاستمداران، دولتمردان، نمایندگان پارلمان و ... از آن دفاع کنند را دقیقا شناخته و با الزامات آن آشنا شوند. در این شرایط سوالی که مطرح می شود این است که آیا مجموعه مدیران ارشد پتروشیمی اعم از خصوصی و دولتی به جمع بندی کاملی در مورد مشکلات اصلی این صنعت رسیده
در کلیه نظام های سیاسی، افکار عمومی مولفه مهمی در تدوین و اجرای قانون و سیاست ها به شمار می آید و لابی ها هم از طریق تبلیغات یعنی با اثر گذاشتن روی اذهان مردم می توانند به طور غیر مستقیم مسیر رسیدن به اهداف خود را هموار کنند. پتروشیمی باید بهره گیری از این ابزار تاثیرگذار ارتباط خود با خبرنگاران رسانه ها را هرچه بهتر و مطلوبتر نماید
اند؟
۲- تعریف دقیق اهداف بر اساس منافع: برای عملی کردن اقدامات و فعالیت های لابی گری مسئولین پتروشیمی باید قادر باشند منافع ذهنی و انتزاعی گروه های درخواست کننده لابی را به اهداف عینی و ملموس تبدیل کرده بر اساس آن برنامه ریزی نمایند. تعریف دقیق اهداف هم نکته ایست که نمی توان با اطیمنان گفت برای همه مسئولین این صنعت یکپارچه سازی شده باشد.
۳- تعیین سلسله مراتب مخاطبان لابی گری: لابیست ها بر اساس اهداف تعیین شده باید فهرستی از افراد، موسسات، مراکز، سیاستمداران و...که مخاطب این سازمان در تامین اهداف مورد نظر هستند را تهیه کرده، آنان را بر اساس درجه اهمیت و کمکی که می توانند در تامین منافع داشته باشند درجه بندی کنند. این لیست بندی اگرچه بر اساس اولویت های مختلف فرق می کند اما مسئولیت نهائی سازی و طبقه بندی آن بر عهده مدیریت ارشد پتروشیمی است.
۴- هدف قرار دادن مخاطبان با استفاده از لابی گری مشارکتی: لابی گری مشارکتی مبتنی بر ایجاد روابطی نزدیک، به صورت فردی یا در چارچوب گروه های کاری است که با کمک آنان می توان به تصمیم های بهتری در جهت اهداف مورد نظر نائل شد. برای موفقیت در این هدف گذاری افراد باید فقط در چارچوب وظیفه ای که به آنها واگذار شده و نه بیشتر عمل کنند.
۵- هدف قرار دادن مخاطبان با استفاده از لابی گری غیر مستقیم: در کلیه نظام های سیاسی، افکار عمومی مولفه مهمی در تدوین و اجرای قانون و سیاست ها به شمار می آید و لابی ها هم از طریق تبلیغات یعنی با اثر گذاشتن روی اذهان مردم می توانند به طور غیر مستقیم مسیر رسیدن به اهداف خود را هموار کنند. پتروشیمی باید بهره گیری از این ابزار تاثیرگذار ارتباط خود با خبرنگاران رسانه ها را هرچه بهتر و مطلوبتر نماید
۶- داشتن اطلاعات لازم در مورد موضوع لابی: یک لابیست موفق قبل از ارتباط برقرار کردن با مخاطبان خود باید در مورد موضوع لابی اطلاعات کافی داشته باشد. زیرا بدون آن اطلاعات نمی تواند گروه های مورد نظر و هدف را قانع کرده، دیدگاه خاص خود را به آنها تلقین کند. موضوعاتی که نیازمند لابی گری است معمولا موضوعاتی تخصصی هستند که افراد هدف ممکن است اطلاعات کمی در مورد آن داشته باشند و ارائه این اطلاعات توسط لابیست می تواند دیدگاه آنها را در مسیری هدایت کند که به تامین منافع مورد نظر منتهی شود.
..................................
منابع :
۱) روابط عمومی و سازمان های چابک، تالیف عبدالرسول دشتی، رفعت فرزادفر، انتشارات مهربان، ۱۳۹۱، فصل راهکارهای اعمال نفوذ در دیگران
۲) روزنامه فرصت امروز، ۷ اسفند ۱۳۹۳ شماره ۱۷۲)
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵