کد مطلب: 89186
 
مروری غیرسیاسی بر زوایای مختلف امضای قرارداد فاز 11
سیاه و سفید مسیری که به توتال ختم شد
 
قرارداد توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی، از زمانی که امضا شد با حواشی متعددی همراه بود. حواشی فراوانی که بیش از آنکه قرارداد و مسیر منتهی به آن را از منظری تخصصی مورد بررسی قرار دهد، آن را با جنبه های سیاسی در آمیخت تا در یک سو، حامیان دولت قرار بگیرند و در سویی دیگر، مخالفان سیاسی دولت.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۰۴
قرارداد توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی، از زمانی که امضا شد با حواشی متعددی همراه بود. حواشی فراوانی که بیش از آنکه قرارداد و مسیر منتهی به آن را از منظری تخصصی مورد بررسی قرار دهد، آن را با جنبه های سیاسی در آمیخت تا در یک سو، حامیان دولت قرار بگیرند و در سویی دیگر، مخالفان سیاسی دولت.
به گزارش نکونیوز، امضای چنین قراردادی برای توسعه صنعت نفت، آن هم پس از بیش از یک دهه رکود در صنعت نفت ایران، بی تردید حاوی پیامهای مثبتی است که از هر جنبه ای به آن بنگریم نمی توان آن را نادیده گرفت. هرچند مسیر منتهی به امضای قرارداد نیز به گونه ای بود که نمی توان آن را به طور کامل مثبت و خالی از اشکال دانست. به طور خلاصه می توان ۵ اثر مهم قرارداد توسعه فاز ۱۱ با کنسرسیومی مرکب از توتال، سی ان پی سی و پتروپارس را اینگونه می توان برشمرد:
۱-پیشگام شدن توتال برای امضای قرارداد با ایران، موجب شد فضای بیم ناشی از نگرش منفی دولت جدید آمریکا به ایران و احتمال بازگشت تحریمها، شکسته شده و زمینه برای بازگشت سایر شرکتهای خارجی به ایران فراهم شود. توتال شرکت بزرگی است که حضور آن در ایران می تواند پیامهای مثبتی برای جهانیان مخابره کند. پیامهایی که محتوای آن فروریزی عملی نظام تحریمها در ایران است. قرارداد با کنسرسیومی که توتال هدایت آن را بر عهده دارد، هم راه را برای شرکتهای خارجی دیگر باز کرد و هم مدل جدید قراردادهای نفتی ایران را به عنوان مدلی عملیاتی تثبیت کرد.
۲-جذب سرمایه گذاری خارجی در شرایطی که صنعت نفت ایران به تنهایی نیازمند ۲۰۰ دلار سرمایه است کار راحتی نیست. بویژه وقتی که به دلیل تحریمها، به مدت بیش از یک دهه مسیر جذب سرمایه خارجی در ایران مسدود بود و باز شدن مجدد این مسیر، کار راحتی نیست. حالا قرارداد با توتال، مسیر جذب سرمایه گذاری خارجی را نه فقط در صنعت نفت – که بیش از هر حوزه ای در اقتصاد ایران تشنه سرمایه گذاری است – بلکه در سایر حوزه های اقتصادی ایران نیز هموار خواهد کرد. جذب نزدیک به ۵ میلیارد دلار سرمایه در گام نخست را از این منظر می توان به فال نیک گرفت.
۳-امضای قرارداد برای توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی، فی نفسه از این جهت که یک فاز مهم از پارس جنوبی که از موقعیت ژئوپلتیک مهمی هم برخوردار است و از زمان استقرار نظام تحریمهای ضد ایرانی بلاتکلیف بوده، تعیین تکلیف می شود هم حایز اهمیت است. گاز ترش تولیدی در فاز ۱۱ پارس جنوبی می تواند نقش مهمی نه فقط در افزایش تولید تجمیعی گاز کشور، بلکه در صورت تزریق به میادین نفتی، نقش تاثیرگذاری در افزایش تولید نفت کشور هم داشته باشد.
۴-صنعت نفت ایران نیازمند فناوری های نوین است. فناوری هایی که در سالهای آغازین توسعه پارس جنوبی تا پیش از تحریمها، توسط شرکتهای معتبر خارجی در ایران به کار گرفته شد اما بیش از ده سال در دوران تحریمها، این فناوری ها به ایران نیامد و صنعت نفت ایران باز هم دچار عقب ماندگی بیشتری شد. اکنون زمینه برای ورود مجدد فناوری های نوین برای توسعه میادین به کشور فراهم شده و این بار هم توتال، پیشگام این مسیر است. امضای قرارداد با شرکتهای معتبر جهان، صرفا به معنای توسعه یک میدان نفت یا گاز نیست. بلکه زمینه ساز ورود فناوری های نوین به کشور و آشنایی و به تبع آن تسلط مهندسان ایرانی به این فناوری های نوین است. اقدامی که در سالهای پیش از تحریم صورت گرفت و موجب شد شرکتهای ایرانی با بهره گیری از همان تجربیات، در دوران تحریم از سکون پروژه های صنعت نفت جلوگیری به عمل آورند. هرچند به دلیل ضعف تکنولوژیک و فقدان سرمایه کافی، این کار به راحتی امکانپذیر نبود و دجار تاخیرهای فراوانی شد. اکنون باز هم زمینه برای آشنایی با فناوری های روز جهان و بهره گیری از آن برای شرکتهای داخلی فراهم شده است.
۵-حضور یک پیمانکار داخلی در کنسرسیوم توسعه فاز ۱۱ و شروطی که برای بهره گیری از توان داخلی در قرارداد قید شده، از جمله لزوم ساخت سکو در یکی از یاردهای موجود در کشور و استفاده از توان شرکتها و نیروهای داخلی، علاوه بر بهره مند ساختن شرکتهای داخلی از این رونق نفتی، زمینه رشد اقتصادی را نه با تکیه بر افزایش تولید و فروش نفت، بلکه از طریق ایجاد اشتغال برای نیروهای داخلی و رونق گرفتن شرکتهای داخلی دخیل در این پروژه عظیم فراهم می سازد.
از هر جنبه ای، چه اقتصادی و چه حتی سیاسی به قرارداد توسعه فاز ۱۱ بنگریم، نمی توان این محاسن را نادیده بگیریم. هرچند در مسیری که به انعقاد این قرارداد منجر شد نقدهایی وارد است.
زمانی که دولت یازدهم روی کار آمد استراتژی اصلی دولت، لغو تحریمها بود. کمتر کسی تصور می کرد روند لغو تحریمها سه سال از وقت دولت را بگیرد. شاید به همین دلیل هم بود که وزارت نفت هم دچار اشتباه محاسباتی شد و در پیشبرد پروژه ها تاخیر ایجاد شد. هرچند اولویت بندی پروژه ها و تمرکز دادن سرمایه و امکانات اندک بر پروژه هایی که روند رشد سریع تری داشتند – کاری که دولت قبل انجام نداد و کوهی از پروژه های زخمی را به دولت روحانی تحویل داد – اقدامی مثبت و مفید بود، اما وزارت نفت ناخودآگاه در انتظار لغو هر چه سریعتر تحریمها و بازگشت شرکتهای خارجی بود که با پیچیده شدن مذاکرات هسته ای، این روند آنقدر به تاخیر افتاد که حاصلش رکود در اغلب پروژه های صنعت نفت بود. هرچند وزارت نفت در مسیر افزایش تولید و صادرات نفت ایران در پسابرجام بسیار موفق عمل کرد و کارنامه مثبتی از خود بر جای گذاشت، اما در روند پیشبرد پروژه ها در زمان تحریم عملکرد مثبتی نداشت. در همان دوران تحریم در زمان دولت یازدهم می شد پروژه های کوچکتر را پیش برد یا با تزریق منابع مالی از طرق مختلف، همه مسایل را به زلف ورود سرمایه خارجی به کشور گره نزد. اما آن فرصتها هم از دست رفت. هرچند در مقابل فرصتهایی که در دوران تحریم از دست رفت، اندک است. با این حال این مسیر سرانجام به امضای قرارداد توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی در اواخر کار دولت یازدهم منجر شد تا نویددهنده بازگشت سرمایه گذاران خارجی به ایران در زمان دولت دوازدهم باشد.
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۴.۲۳

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۵۷.۲۷

نفت خام اوپک

۵۹.۱۹

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵