داخلی اقتصاد خبر
۱
 
کد مطلب: 21170
 
واقعیت های اقتصاد ایران
منصور بیطرف
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۰۲
نکونیوز:در اواسط هفته گذشته شاهد کاهش قیمت سکه طلا به زیر یک میلیون تومان بودیم . این اتفاق که تقریبا بعد از یکسال رخ می داد آنقدر خوشحال کننده بود که حداقل تیتر دوم اکثر روزنامه ها و رسانه های کشور شده بود و حتی این گمانه زنی ها ادامه می یافت که با سفر رییس جمهور به نیویورک و دیدار با مقامات اروپایی یا حتی آمریکایی می توان شاهد بیشتر کاهش قیمت سکه و دلار آمریکا در بازار بود . هر چند که با رسیدن قیمت سکه در روز پنچشنبه به یک میلیون تومان و دلار به ۳۱۰۰ تومان این خوشحالی پایدار نماند اما هنوز گمانه قوی وجود دارد که حداقل دستاورد سفر نیویورک، کاهش دلار به زیر ۳۰۰۰ تومان و سکه به زیر یک میلیون تومان باشد. سوال این است که آیا این گمانه به واقعیت می پیوندد؟
آرزوی همه ما این است که ارزش پول کشورمان بالاتر برود و قیمت ها سیر نزولی خود را داشته باشد . امید همه ما این است که قیمت دلار آمریکا نه زیر ۳۰۰۰ تومان که حتی به زیر ۱۰۰۰ تومان هم برسد -قیمت سال ۱۳۸۴- و نگاه امیدوارانه ما این است که قیمت سکه طلا به ۱۰۰ هزار تومان که قیمت سال ۱۳۸۴ هم است کاهش یابد. اما این امیدها و آرزوها محقق می شود؟
اگر کمی نگاه واقع بینانه به اقتصاد ایران داشته باشیم و آرزوها و امیدهای خود را نه با خیال خوش که با واقعیت ها تطبیق دهیم در این صورت چنانچه امیدها و ارزوهای ما تحقق نیافت، دچار سرخوردگی نخواهیم شد و دیگران را هم سرزنش نخواهیم کرد .
در حال حاضر اقتصاد ایران در کلاف سردرگم تورم فزاینده، کاهش رشد اقتصادی و پایین بودن بهره وری به سر می برد. رشد منفی ۵.۴ درصد اقتصاد کشور در دو دهه اخیر بی سابقه بوده است . این آمارها را در حالی بررسی کنید که برای افزایش یک درصد رشد اقتصادی هزینه های کشور رو به فزونی نهاده است به طوری که براساس بررسی مرکز پژوهشهای مجلس طی ۸ سال گذشته این هزینه ها ۵ برابر شده است. این بدان معنا است که اگر در سال ۱۳۸۴ برای افزایش یک درصد رشد اقتصادی می بایست ۲۰ میلیارد دلار هزینه می شد اکنون این مقدار به دلایل بالا که عمده آن را می توان در پایین بودن بهره وری و افزایش هزینه های تولید جست به ۱۰۰ میلیارد دلار نیاز است. به این موارد می توان چالش های بین المللی به ویژه تحریم را هم اضافه کرد؛ هر چند که نسیم هایی از سمت اتحادیه اروپا برای لغو تحریم ها می وزد اما نمی توان در کوتاه مدت یا حتی میان مدت امیدی به آرزوها و امیدهایی که ذکر آن رفت، دل بست چون اداره این اقتصاد بنا به گفته رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس حداقل دو سال رها شده بود و احیای آن نیاز به زمان دارد.
با توجه به این واقعیت ها آیا می توان انتظار داشت که ارزش پول کشور با صرف فقط یک یا چند مذاکره به ارزش ۸ سال پیش خود برگردد؟ واقعیت دردناک این است که ارزش پول کشور زمانی می تواند بالا رود که تولید احیا شود و احیای تولید هم با توجه به زیرساخت های فرسوده و مستهلکی که در کشور است، به این زودی ها نتیجه نمی دهد. واقعیت این است که سرمایه گذاری زمان می برد و ثمره سرمایه گذاری هم زمان می خواهد. واقعیت آن است که لغو تحریم ها زمان می برد و احیای مجدد بازارهای از دست رفته هم –به ویژه برای فروش نفت– زمان می خواهد. اینها بخشی از واقعیت سخت اقتصاد ایران است . انتظار را باید با واقعیت تطبیق داد در غیر اینصورت دچار بحران می شویم.
Share/Save/Bookmark


.....
Czech Republic
۱۳۹۲-۰۶-۳۰ ۱۴:۰۴:۱۸
هه زرشک
 
نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵