نکونیوز - پایگاه تحلیلی خبری نفت ، انرژی و اقتصاد 24 دی 1391 ساعت 13:14 http://neconews.com/vdci.5a3ct1ayybc2t.html -------------------------------------------------- عنوان : محاکمه زورگیران از نگاهی دیگر -------------------------------------------------- متن : مظفر الوندی * در محاکمه سریع و قاطع و محکم متجاوزین به حقوق مردم هیچ تردیدی نیست و در تمام نظام های حقوقی دنیا این اصل پذیرفتنی است و تردیدی وجود ندارد اما اصول مهم و پذیرفته شده‏ای نیز در مسائل حقوقی و جزایی وجود دارد که نمی توان از کنار آنها به سادگی عبور کرد. اصولا مجازات خود هدف نیست بلکه ابزاری جهت اصلاح جامعه و پاکسازی آن از لوث افراد معارض قانون و ناسازگار با اجتماع و یا به تعبیر امروز اشرار و متجاوزین به حقوق مردم می باشد. یعنی هدف رسیدن به جامعه‏ای سالم با استفاده از ابزارهایی نظیر مجازات هاست. و‏الا اگر ما مستمرآ مجازات را در دستور کار قرار دادیم ولی خروجی آن کاهش جرائم و یا تآدیب افراد نباشد به نظر کاری عبث و بیهوده انجام شده است و اتفاقا هزینه های جبران ناپذیری از ناحیه همین اعمال مجازات به جامعه تحمیل نموده‏ایم. سخن بر سر این نیست که با مجازات اشرار مخالفت شود سخن این است که پدیده جرم، و تکثیر جرائم و ظهور جرائم جدید و گسترش آن در جامعه باید در بسته‏ای جامع دیده شود تصاویر اشرار دستگیر شده اخیر به کرات در صدا و سیما و مطبوعات به سمع و نظر مردم رسید ، چهره ظاهری آنها، سن و سال آنها، افکار و عدم پذیرش خطا از سوی آنان و ...جدای از نوع جرم ارتکابی سئوالات متعددی را در اذهان اهل فن و جامعه شناسان و آسیب شناسان ایجاد می‏کند. چرا باید یک جوان کم سن و سال امروز به یک شرور متجاوز به حقوق مردم تبدیل شود. چه اتفاقی افتاده است؟ چرا آنان از این همه مجازات های علنی عبرت نمی گیرند؟چرا زندان و مجازات های اعمال شده قبلی در خصوص این افراد (بنابر ادعای پلیس مبنی بر سوابق قبلی زندان و ...)کارساز نبوده است؟ و دهها سوال دیگر، اینکه قاضی صلواتیقاطع و سریع و خدشه ناپذیر حکم صادر نماید تحلیل آن به متخصصین امر قضا مربوط است، اما باید پاسخی برای سوالات فوق الذکر پیدا کرد. برای یکبار زندگی، تحصیل، شرایط خانوادگی، افکار، روان و ... همین چند نفر اشرار بررسی شود .باور بفرمائید به نکات مهمی دست پیدا می کنیم. شاید در لابه لای این پرونده که افکار عمومی را جریحه‏دار کرد، متهمین یا مقصران دیگری هم پیدا شدند. نقش والدین آنها چه بوده؟ و نقش مدرسه‏ای که در آنجا تحصیل کرده اند چه بوده است؟ چندین سال قبل یکی از متخصصان صاحبنظر و صاحبنام در توجیه سیستم واحدی کردن تحصیل در دوره دبیرستان به نکات جالبی اشاره می‏کردند، ایشان اظهار می‏داشتند این روش که سابقه زیادی در نظام آموزشی برخی از کشورهای پیشرفته نظیر آمریکا دارد، اصل بر توجیه تربیتی است نه صرف آموزش علمی آنان اعتقاد دارند، قطع روابط افراد با سیستم آموزشی به بهانه ضعف در نمره و تحصیل نه تنها کمکی بر پیشرفتهای بعدی فرد ندارد بلکه زمینه های ورود نوجوانان و جوانان به حیطه های بزه را تسهیل می کند. به همین خاطر آنان با اجرای سیستم واحدیو ترمی در مقطع دبیرستان، بر این باورند طولانی کردن سیستم آموزشی در این مقطع سنی حتی اگر فرد مجبور شود برای یک یا چند واحد به موسسه آموزشی مراجعه نماید می تواند مانعی برای ورود به مکانهای جرم زا شود، بنابراین تاکید می شود سابقه تحصیلی این افراد باید بررسی شود، و اولیاء مدرسه هم مورد سوال قرار گیرند. نگارنده بنا به تجربه چندین ساله درموضوع بزهکاری کودکان و تصدی مدیریت کانون اصلاح و تربیت دریافتم که عمده ورودیهای به کانونها از دانش آموزان ترک تحصیلی و یا اخراجی از مدرسه هستند، گر چه آموزش و پرورش همیشه ادعا می کند هیچ دانش آموز بزهکاری در حین تحصیل وجود ندارد، اما با کمی مداقه در می‏یابیم حرف این نهاد از این حیث درست است چرا که بلافاصله پس از بروز نشانه بزه، دانش آموز اخراج می شود. لکن سرنوشت این فرد ترک تحصیل کرده در ادامه راه چه خواهد بود؟ هیچ کس یا نهادی مسئولیتی را نمی پذیرد و این دقیقا همان گره کوریاست که ناگشودنی باقی می ماند و محصولاتش بیجه ها، خفاش شب ها و افراد شروری خواهند بود که امروز لبه تیز قانون بر آنها سنگینی می کند و نهادهای مسئول و جامعه بدون توجه به کم کاریهای خود، خرسند از اجرای مجازات اینان می باشد. باور کنید این پرونده اوراق دیگری هم دارد. دادستان فقط آلات جرم را می بیند، و کیفر خواستش مبتنی بر شواهد، اقاریر و اسناد معتبر در پرونده تنظیم می شود، از اینجا به بعد الفاظ خشک قانون حاکم است، مواد قانونی به سرعت خود را بر نوع جرم تطبیق داده و صفحات دادنامهدادگاه را پر می کنند. اما به نظر اوراق دیگری را باید در پرونده جستجوکرد. صفحاتی که باید والدین این اشرار پاسخگوی آن باشند. صفحاتی که اولیاء مدرسه محل تحصیل این افراد باید بازجویی پس دهند، اوراقی که باید متولیان فرهنگی پاسخگو باشند، برگهایی که باید روحانی مسجد محل جواب دهد و برگهای دیگری که اصولا در تب و تاب محاکمات نادیده گرفته می شوند. لذا پیشنهاد این است که در کنار محاکمه قضایی، محاکمه اجتماعی هم توسط دادگاه صالحه(جامعه شناسان، روانشناسان، جرم شناسان و ...)انجام گیرد و برای یکبار هم شده تمامی مقصران مواخذه شوند. به امید آن روز. *مشاور وزیر دادگستری