نکونیوز - پایگاه تحلیلی خبری نفت ، انرژی و اقتصاد 27 بهمن 1394 ساعت 10:20 http://neconews.com/vdcdn909.yt0xf6a22y.html -------------------------------------------------- گفت و گوی تفصیلی نکونیوز با مدیرعامل پیشین شرکت ملی صنایع پتروشیمی(1) عنوان : ارزیابی کارنامه دولتهای سازندگی و اصلاحات در پتروشیمی از زبان شعری مقدم اگر سیاستهای دولت اصلاحات ادامه می یافت اکنون سابیک را پشت سر گذاشته بودیم -------------------------------------------------- مهندس عباس شعری مقدم، متولد 1322، مردی که تقریبا به اندازه عمر پتروشیمی در ایران، در این صنعت سابقه دارد، پس از دو سال و نیم فعالیت در منصب مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی، هفته گذشته جای خود را به خانم مرضیه شاهدایی داد. زنگنه درباره این تغییر گفت که از شعری مقدم خواسته بود به او کمک کند تا در شرایط تحریم، بتوان پتروشیمی را به پیش برد و او علیرغم آنکه در سال 1385 بازنشسته شده بود، پذیرفته بود. گفت و گوی اختصاصی و تفصیلی نکونیوز با مهندس شعری مقدم در آخرین روزهای مدیریت او در پتروشیمی در دفتر کار ایشان انجام شد و آخرین مصاحبه ایشان در سمت مدیریت شرکت ملی صنایع پتروشیمی است. متن : مهندس عباس شعری مقدم، متولد ۱۳۲۲، مردی که تقریبا به اندازه عمر پتروشیمی در ایران، در این صنعت سابقه دارد، پس از دو سال و نیم فعالیت در منصب مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی، هفته گذشته جای خود را به خانم مرضیه شاهدایی داد. زنگنه درباره این تغییر گفت که از شعری مقدم خواسته بود به او کمک کند تا در شرایط تحریم، بتوان پتروشیمی را به پیش برد و او علیرغم آنکه در سال ۱۳۸۵ بازنشسته شده بود، پذیرفته بود. گفت و گوی اختصاصی و تفصیلی نکونیوز با مهندس شعری مقدم در آخرین روزهای مدیریت او در پتروشیمی در دفتر کار ایشان انجام شد و آخرین مصاحبه ایشان در سمت مدیریت شرکت ملی صنایع پتروشیمی است. این گفت و گوی تفصیلی که بیش از یک ساعت و نیم به طول انجامید، در چند قسمت تقدیم مخاطبان نکونیوز می شود. ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. فکر می کنم دفعه قبل، دو سال و چهار ماه پیش بود که خدمت تان رسیدیم. اکنون پس از این مدت، می خواهیم ببینیم چه تغییراتی ایجاد شده و صنعت پتروشیمی اکنون در چه وضعیتی است. بهتر است از اینجا شروع کنم؛ به عنوان مدیری که تصور می کنم حدود ۴۹ سال است که در صنعت نفت هستید، ... شما در واقع، به نوعی تاریخ شفاهی این صنعت محسوب می شوید. این تجربه را که نگاه می کنید، سه،چهار دولت اخیر؛ دولت آقای هاشمی، آقای خاتمی، آقای احمدی نژاد و آقای روحانی، تفاوت رویکرد آن ها را در صنعت پتروشیمی در چه می بینید؟ خوب، تفاوتهائي وجود دارد ولي نه خیلی زیاد. جناب آقای هاشمی رفسنجاني که اسم دولتش، دولت سازندگی بود و خیلی هم علاقمند به پتروشیمی بودند. با دید مثبت و حمايتي به این صنعت نگاه می کردند. اين نظر مثبت آقای هاشمی، به جناب آقای رهگذر مدیرعامل وقت پتروشیمی، خیلی کمک کرد تا بتوانند طرح هاي در دست اجرا را تامين مالي كنند و تحولاتي اساسی در این صنعت به وجود آورند. مذاكره و حل و فصل مشکلات با شريك ژاپنی ، و توافق بر سر يك مفارقت نامه مطلوب ، در پرو‍‍‍‍ژه عظيم مجتمع ایران و ژاپن(كه بعداً به پتروشيمي بندر امام تغيير نام يافت) ،كاري بسیار دشوار و زمان بر بود . اینها همه در سایه تلاش هایی بود که توسط گروه مذاكره كننده به رهبري آقای رهگذر انجام گرفت كه راه را براي باز سازي اين مجتمع عظيم باز كرد. علاوه بر اين ايشان يك توسعه جهشی را در این صنعت، رقم زدند. من در آن زمان مدیر عمليات پتروشیمی بودم ، شدت توسعه بقدري بود كه در اواخر ، از ايشان مي خواستم که کمی از سرعت آن بكاهند؛ زيراکه نمی توانستیم با همان سرعت، نیروی انسانی مورد نياز دوران بهره برداري را آماده کنیم. یعنی در واقع، پرسنل آزموده و کارکشته به تعداد كافي نداشتيم. باز سازي مجتمع ها و احداث واحدهاي جديد، آن هم بطور همزمان، کارها را دشوار می کرد. می گفتم بهتر است كه یک سال تنفس بدهيد و بعد دوباره شروع کنید. اما آخر دوره ي آقای هاشمی، مجلس با ایشان به مخالفت پرداخت و چون می دانست آقای هاشمی علاقمند به صنعت پتروشیمی هستند، چوب لای چرخ توسعه پتروشیمی گذاشتند و مانع توسعه اين صنعت شدند، به طوری که دیگر آقای رهگذر کلافه شده بودند. می گفتند؛ با اين تعارضات دیگر نمی توان کاری كرد. در نتیجه، توسعه پتروشیمی در انتهای دولت آقای هاشمی، به طور کلی، متوقف شد و مدتی هم متوقف ماند تا به دوره دولت اصلاحات رسيد. به نظر شما، محور تفکر دولت آقای هاشمی، روی پتروشیمی چه بود؟ چون فکر می کنم از همان موقع، ما هیچ وقت ردیف بودجه ای بطور خاص برای توسعه پتروشیمی نداشتیم. چرا رديف بودجه داشتيم اما مختصر بود و كفاف نمي داد و پتروشیمی به ناگزير از وام هاي خارجي عمدتاً بصورت يوزانس هاي بلند مدت استفاده مي نمود. البته بازسازي پتروشيمي بندر امام با استفاده از يك ميليارد دلار سهم الشركه اي كه از ژاپني ها اخذ شده بود انجام گرفت. آقای هاشمی به درستي معتقد بودند که اولویت اول كشور، توسعه صنعت پتروشیمی است و همه چیز را در توسعه این صنعت می دیدند و از هيچ حمایتی دريغ نمی کردند ولی متأسفانه با تقابلی که مجلس با ایشان کرد، صنعت پتروشیمی، در تمام زمینه ها دچار توقف شد. ... و بعد، دولت آقای خاتمی؟ خوب ما از ابتدا نمی دانستیم که آیا در دولت آقای خاتمی، توسعه ای در صنعت پتروشیمی رخ خواهد داد یا نه. وقتی جناب آقای نعمت زاده که یکي از وزرای قدرتمند دولت هاي سابق بودند در راس شركت ملي صنايع پتروشيمي قرار گرفتند ما خیلی امیدوار شدیم که حتماً توسعه ای رخ خواهد داد، ولی نمی دانستیم به چه صورت؟! و چگونه با این همه مشکلاتی که وجود دارد این اتفاق خواهد افتاد؟ در حقیقت جناب آقای خاتمی با اقداماتی که در صحنه بین المللی کردند، راه را برای همه باز نمودند و آقای نعمت زاده هم با نفوذي که داشتند؛ (چون با خیلی از وزرا آشنا بودند و در هیأت دولت و مجلس هم دوستاني داشتند)، با اغتنام از اين فرصت توانستند توسعه بزرگ تری را در این صنعت شکل دهند. در زمان تصدي آقای رهگذر موضوع تأسیس منطقه ویژه اقتصادی در ماهشهر مطرح و حتی زمین هم تملك شده بود. و در همان زمان داشتیم فرودگاه ماهشهر را توسعه می دادیم، و پل روگذري که باید برای پتروشیمی روي جاده ماهشهر به سربندر زده می شد، در دست ساخت بود. اول که آقای نعمت زاده تشريف آوردند، طرح هاي بلند پروازانه آقای رهگذر را مورد نقد قرار دادند طرح توسعه سالن فرودگاه و پل روگذر را کوچک تر کردند ولی دیری نپایید که ایشان هم تغيير عقيده دادند و توسعه بزرگي را در خورهاي بندر امام كليد زدند . اولين قدم، تحكيم بستر در خورها بود. كه جناب آقای نجابت هم خیلی کمک کردند زيرا با کمک اساتید داشگاه شیراز، طرح های خوبی ارایه دادند که بشود اين اقدام ، ارزانتر و سريع تر انجام شود. به هرحال، مجتمع هاي متعدد و عظيمي در آنجا احداث شد كه موجب توسعه شهر ماهشهر و ديگر شهر هاي اطراف گرديد. در اين ميان، بحث پارس جنوبی پیش آمد و توسعه صنعت نفت در عسلويه. در اين زمان ، باز هم این توانمندي هاي آقای نعمت زاده بود که باعث شکل دهی پتروشیمی در آنجا شد. آن طور که تعریف می کنند، (چون من سرگرم اداره پتروشيمي بندر امام بودم و چندان از جزییات مسایلي كه در عسلويه مي گذشت مطلع نبودم)، گویا قرار نبوده است که اصلاً زمینی را به پتروشیمی اختصاص دهند، بالاخره با سماجت آقای نعمت زاده زمین کوچکی را تخصيص می دهند و تیم پتروشیمی هم اين زمين را با تدبير آقای نعمت زاده توسعه مي دهند يعني سنگ هاي كوه را به دریا می ریزند و به سبك هلندي ها حدود دو هزار هكتار زمین از دريا استحصال می کنند. به هرحال، سماجت های آقای نعمت زاده کارساز و باعث شد تا توسعه عظيمي از صنعت پتروشیمی در عسلويه نيز شکل بگیرد . هنوز هم در حال حاضر، اكثر طرح های در دست اجراء ، آن هائي هستند که در آن دوران پایه گذاری شده بودند. البته به ندرت بعداً هم ،طرح هائي به آنها اضافه شدند. در هر صورت، در آن زمان جهش خیلی بزرگي روی داد که امیدوار بودیم صنعت پتروشیمی را در خاورمیانه به مقام نخست برساند که متاسفانه با تغيير دولت شرايط عوض شد. در اينجا لازم است در مورد ظهور شرکت مدیریت توسعه هم كه سهم مهمي در توسعه صنعت پتروشيمي داشته است توضيح دهم : "آنطور كه به خاطر دارم شرکت مدیریت توسعه در زمان آقای رهگذر شكل گرفت ولی اوج فعاليت آن در زمان آقای نعمت زاده بود و يكي از اقدامات مهمش پرورش مديرانِ پروژه و علمي نمودن امر مديريت پروژه و اشاعه آن در سطح جامعه بود." آیا تفاوت عملکرد این دو دولت را در افراد می بینید یا در مجموع، رویکرد دولت ها در این دو دوره ۸ ساله نسبت به این صنعت تغییر کرد؟ یعنی دولت سازندگی و دولت اصلاحات؟ بله. دقیقاً. دو تفکر مختلف بود. البته هردو یک نتیجه را داد؛ یعنی نتیجه هر دو توسعه بود. هدف دولت سازندگی این بود که تمام امکانات را با اخذ حد اكثر وام از خارج از كشور در جهت توسعه به کار بگیریم. كه برخی معتقدند که این تفکر باعث بروز تورم شدیدی شد ،كه شايد بخشي از آن ناشي از افزايش نرخ ارز به خاطر كمك به صادرات بوده است. به عنوان يك جمله معترضه لازم است عرض نمايم كه برخی اقتصاددانان اعتقاد دارند در کشوری که تورم وجود دارد حتماً باید نرخ ارز متناسب با نرخ تورم تصحیح گردد. برخی دیگر هم می گویند که باید این کار با احتیاط انجام شود، برای این که اگر نرخ ارز به این صورت تصحیح شود، اثرات تورمی بيشتري دارد و مشکلات دیگری را ایجاد می کند. ولی مطلبي که من به عنوان یک مهندس می فهمم، این است که در واقع، اگر می خواهیم صادرات شکل بگیرد، باید قیمت ارز افزایش یابد. زمانی که قیمت ارز ۱۰۰۰ تومان بود، برخی از توليد كنندگان اينطور توضيح مي دادند که مثلاً ما از فروش یک واحد محصول خود ۱۰۰ دلار،يعني ۱۰۰ هزار تومان عايدمان مي شود، و سال بعد كه ۲۵ درصد تورم داریم، هزینه ها يمان بالا مي رود ولی باز هم محصولی که می فروشیم،همان ۱۰۰ هزار تومان عايدمان مي شود و خوب، این باعث می شود تا ما کم کم از صحنه رقابت خارج شويم. شما نگاه کنید، همین الآن چین چکار کرده است؟ دوباره قیمت دلار را بالا برده برای این که بتواند صادرات خود را بهبود بخشد. ولی به دلایلی که دیگر سواد من قد نمی دهد، برخی اقتصاددانان می گویند که این کار، کار درستی نیست و باعث تورم می شود. شايد هم که درست بگویند .. ... من نمی دانم که این دو طرز تفکر چگونه باید با هم کنار بیایند. خوب، آقای مهندس، برگردیم به صنعت پتروشیمی! ما در دولت آقای هاشمی بیشتر روی بازسازی تمرکز داشتیم، یعنی همان زمانی که شما مدير عمليات پتروشيمي بودید . بله. آن زمان دوران بازسازی بود ولی پروژه های جدید هم در دست اجراء بودند، مثل تبریز و خراسان و اصفهان و... در دولت آقای خاتمی عمده پروژه ها، پروژه های جدیدی بود. سیاست تنش زدایی آقای خاتمی بالاخره وضعیت ما و این صنعت را در جهان تغییر داد. این مساله چقدر به شما در پتروشیمی کمک کرد تا قدم های بلندتری بردارید؟ راستش من در ابتدا فکر نمی کردم که سیاست تنش زدایی و روش آقای خاتمی که در حقیقت، توسعه سیاسی و فرهنگی بود، مؤثر باشد و منجر به توسعه اقتصادي شود. چنان چه در ابتداي دولت هفتم تیمی كه از طرف ایشان برای كسب مشورت نزد مدیران از جمله بنده آمده بودند، بنده عرض نمودم كه صحبت جناب آقای خاتمی درست است؛ توسعه سیاسی و فرهنگی کار خوبی است. آن کار را خودشان مديريت کنند. ولی بیایند قوی ترین فردی را که دارند، بگذارند رأس سازمان برنامه و بودجه که آن شخص به كمك ديگر صاحبنظران برای توسعه مملکت برنامه اي جامع و متوازن تدوين نمايد و آنها بگویند که بر اساس آمايش سرزمين چه اقدامات توسعه اي و در چه نقاطي از كشور بايد انجام شود كه متاسفانه توجهی به اين پيشنهاد نشد. ولی در مقابل خوشبختانه دیدیم که سیاست تنش زدایی خیلی خوب نتیجه داد و درها را باز کرد و باعث شد که مديريت پتروشيمي بتواند با استفاده از اعتبار شركت ملي صنايع پتروشيمي وام هاي ارزان خارجي بصورت فاينانس اخذ و پروژه ها را به اجراء درآورد. و توسعه ای جهشي را شكل دهد. این ها نتيجه سياست تنش زدائي و مطرح شدن بحث گفت وگوی تمدن ها و باز شدن درهاي جهان بر روي ايران بود. این روش بسیار خوب و کارساز بود و کاش همان راه را دولت هاي بعدي هم ادامه می دادند که در این صورت، حتماً مي توانستيم مقام اول خاورمیانه را کسب کنیم. چون به جای ۶۰ میلیون تن، اکنون ۱۰۰ میلیون تن ظرفیت می داشتیم و در مقابلِ ۵۰ میلیارد دلار درآمد شركت سابیک عربستان ما می توانستيم ۷۰ میلیارد دلار درآمد داشته باشيم. باز هم جمله اي معترضه عرض نمايم : آن زمان برای من اين سؤال مطرح بود که منظور از این گفت وگو و دیالوگ چیست كه اينهمه سودمند واقع شده است . پاسخ اين پرسش را دریکی از دوره هاي مديريتي كه در شركت پتروشيمي بندر امام برگزار شد يافتم و دانستم كه اگرچه انسانها از نظر ظاهري شبيه يكديگر هستند ولي همانطور كه اثر انگشت هيچ دو نفري با هم مشابه نيست طرز نگرش آنها به زندگي و فلسفه حيات هم مشابه يكديگر نيست. بايد اين را پذيرفت و با احترام به اين تفاوت ها با يكديگر تحت ضوابطي خاص به گفتگو پرداخت. گفت و گو : احسان نجابت